فرض کن یو آر مای فرست لیدی دارد پخش می شود
مجلس ختم پدربزرگ لاله است _ در رنگهای زرد و قرمز و احتمالن کمی سفید _
تا خورده ام و افتاده ام و یک گوشه را لیس می کشم
من سردم است و هوا یک ابر تویش گیر کرده است
به زمین و آسمان می مالد و با شلنگ رویش آب می ریزم
کشتی دارد می رود توی عرشه
یک ملوان و یک ناخدا :
لنگر توی آبفشان نهنگ گیر کرد    دارم می کشم
مرد درد دارد
نوک عرشه را سوهان می زنم
براده پاشیده باشد و تصویر چند صدم ثانیه
متوقف شده ام 
این آخرین خوابی بود که دیوید دید و ترسیدم
 
بابا دیروز تماس گرفته گفت زنده مرده شده نخواسته تازه باشه کهنه شده شاده غمگینه ریخته پاشیده دنده به دنده ساییده شنیده که راه راه ماهه شاهراهه دسته دسته زمینه سفینه داره بفرسته خسته خسته آزاده ... آزاده ... آزاده ... فید تو وایت اند آیم استیل هیر ... کام آن گرل!

گود زورخانه است
مردم جمع شده اند و دارند - یکدست می زنند -
پهلوان پهلوان پهلوان
ریتم اوج گرفته ، درست مثل حالا که لاکپشتت را گندیده پای درختچه های گل یخ پیدا کنی غذا در انتظار بادمجان است با قیمه های دل و روده و تو هفتاد هزار بار تا شب بالا می آوری بالای سرت با لای موهایت با لاله های گوشهایت با بال بال زدنهای تمام روزهای عمرت ...

هوا سرد است این را از زن هواشناس پرسیدم
گفت من زن هرکس ، زن هر ناکس
اوه دمن آی واز یور فرست لیدی ایون بیفور مای بیرث دی
تو چی گفتی؟
گفتم که ... من ... من ... من ...
نگفتم ؟
هوا گرم است
این را مرد هوانشناس پدر دار دار دار می کند .

/ 186 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عبدالحسين انصاری

سلام عزيز زيبا بود و گريزهای خوبی به مسايل مختلف زدی يعنی همون پارادوکس سنت ومدرن و گود زورخانه و مای فرست ليدي به روزم وبی صبرانه منتظر نقد در پناه بارون

عمران

منشاء بيماری ها در باطن آدم است آنکه بيماری را از ريشه و اسا س به درمان می پردازدکيست؟ آن طبيب الهی کيست؟

آزاده

گفتم که...ايون بيفور مای فرست دی...شکار شعر يا ...؟! صدای جويدنش زير دندانهايت ذکر بودا ... هیس! ایستاده به خواب خواهم رفت........

سردار شمس آوری

سلام ... من که لذت بردم فدروس جان ... مشغول نوشتنم برا همین فرصت نقد بیشتر ندارم برا نوشتن از خودتم کار کشیدم توی متن و درباره ی آن موضوع مورد بحث قبلی من توجیه شدم سئوالم رفع شد . در نوشته هام اگه کاری داشتم می گم البته با اجازه .

سردار شمس آوری

شعرت یک موجود ارگانیک است که باید با آن یکی شود تا به آنچه خود می خواهی برسی برسی نه آنکه شاعرش گفته چون شاعرش به نظرم چیزی نگفته یا نخواسته بگوید .

من از دست خدا هم گله دارم

سلام _ ارتباط گوز با شقیقه بعد از قرنها کشف شد _صدای انا الحق نازی خانوم معروفی _جناب اقای بعضیها سیاست دو جانبه اتخاذ کرد هی تغییر رنگ دادند مثل بوقلمون . _اگرشما بی غیرت هستید من قبول می کنم که حماقت کرده ام و... _وبلاگی درست شده مراسم تشعیع جنازه و سوم و هفتم ام را هم گرفته اند ... _به شعرم با _ گریه ابر استعاره نیست ... اشک خدایی در حال توبه است / ............. بهزاد بهادری

تشويش

سلام به مهمانی ما هم بياييد موفق باشيد