به حسين ديلم کتولی عزيز ...

تو بودی و یک عده آمدند كه نشستم اینجا / این ها را به من چه، اما تو می دونی که ... / صحبت سر یک عمر است، و یک عثمان که پیراهنم را (همین الان) نه ماهه که قرض گرفت و پس ام نمی دهد كه به سر چند تن از دوستانم ضایع نشود !... شما هم دیدید ؟
 
و اما مسئله ی بعد :
من بودم و تو آمدی و یک عده نشسته اند اينجا / جاهای متعددی را می توانی فرض بگيری مثلن احتمال بدهيد؛ هوا بارانی اش را پوشیده و نشست زیر چترها که ابرها خیس نشوند / این تقریبن بهترین مثال برای همه ی آن چیزی است که می خواستم بگویم ... بگذریم !
 
این را هم تجسم کن :
صبح زود است و رفتگر محله پیر شده است/دقیقن صبح همان روز/ بسم الله رحمان رحیم / خدایا من از تو می خواهم که نظافت را رعایت کنی / درست است که پاییز است اما هوا سر گيجه گرفته / سرما قسمتهای آرتروز زده را تمیز نمی دهد که بکنم که / لا الله الا الله ...  
 
من با تو خیلی حرف دارم اما :
این رسمش نیست/ گله نمی کنم یک گله گوسفند را بایست این شبها تا صبح ... هی بشمارم هی بشمارم / یکی پرید / پرواز می کنم ... / پرواز خوب است به شرطی که سقوط را اجبارن آخر کار مجبور نباشی که بکنی / یکی دیگه هم پرید / مثلن من یادم می آید که در پرواز قبلی هر بار که هوا خوب بود و یک جای خوش منظره پیدا می شد من حتمن برای استراحت، و یا تفریحات سالمه ... چند باری حتمن سقوط می کردم / این یکی هم بپره بقیه بمونن واسه فردا شب/ به صف / شب بخیر ...
 
سلام بابا ؛
من حالم خوب است / اینقدر نگران نباش / آن بچه ای که یک وقتی تب کرد و توي نصف شب /خیلی عجیب بود برایم/ اما یکهو بیدار شدی پاشویه اش کردی همين چند وقت پیش بود/ پیش شما را می گویم / چه پیش خوبی بود / یادش بخیر باد ... او را یک شب با يادش برد / بابا من هنوز طعم آن قرصی را که به جاي نون - آن شب / همان یک شب فقط/ به من دادی فراموش نمی کنم هرگز / چقدر شیرین بود / آدلت کلد با طعم لیمو و عسل ...
 
بسم الله رحمان رحیم
خدایا سلام / این پنج اپیزود را به تو می سپارم که به هم وصلشان کنی / می گویند که تو قادر مطلقی / لعنت به همه ی انکار کنندگان / خدایا من از تو می خواهم که خط روایت را توی این کار ایجاد، و یا حداقل تاسیس کنی (برای دلخوشی یک عده حالا ...) / ایجاد مرکزیت، و همچنین حذف دانای کل را هم که همیشه مشکل برزو هست/است را هم به تو می سپارم! / خدایا من از تو می خواهم که از خودت (از الکی - یواشکی) چیزی به متن اضافه نکنی / هر چند که سوسک هایت معتقدند که تو همیشه از خودت چیزهایی خارش آور (یواشکی) به زیر بال شان اضافه کردی که به دلیل دست نداشتن هرگز خارانده نشده اند/ می خندی ؟ / خدایا من که دارم به فرمان بارت که عده ی زیادی مطیع او نیستند، و به میل قلبی خودم می میرم، اما از تو می خواهم که بعد از من سرپرستی این متن را به عهده بگیری، و حافظ اصل اول پست مدرنیته در آن باشی. یعنی لطفن کاری به کار آن نداشته باش! / خدایا من از تو ممنونم! هرچند که تو هرگز از کسی تشکر نکردی! / سلام من را هم به جلال اینا برسون! مخصوصن، به فرید که خیلی پسر خوبی است / تا یادم نرفته این ادعیه را هم اضافه کنم؛ خدایا اون الاغه رو هم به راه راست هدایت کن که شاید دست از فریب و فروش شاعران به قیمت ثمن به مراجع بی صلاح بردارد ... از تو توفیق


/ 152 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی

احساس خوبی به نوشته هاتون دارم.[گل]

میثم ریاحی

سلام دوست عزيز پياده رو با : واپسين گفت و گو با فدريكو گارسيا لوركا / 7دقيقه از زندگي شاملو با صداي آيدا/ جاي کلمه در شعر / استحاله ي جوهري شراب به نور / گفت‌وگو با آدونيس (علي احمدسعيد) / گزارش دهمين جلسه ي نقد و بررسي کتاب گلستان / شعري از رضا براهني / شعري ازراحا محمد سينا ( سيد احمد مير احسان ) / شعرهايي از کريستينا لوگن / خوانش شعر " ري را " سروده ي نيما يوشيج / شعرهايي ازسيروس رادمنش / سايت ادبي جغد ( کارگاه شعر و داستان ) / حافظ به روايت عباس کيارستمي / مقاله اي از مرتضا پورحاجي / شعري اززنده ياد ايرج کياني / خبر انتشار نوشتاي ششم و ... به روز شد .

جلیل قیصری

سلام آقای ساروی... نوروز را به شما و خانواده ی گرامی شاد باش می گویم و سرافراز و مداوم باشید.

عمران بودم

سلام ... ببخشید دیر اومدم مریض بودم... .............. کی میگه من فقط به روز کردم.... ؟ منتظرم

شریعتی

سلام فدرس جان بارها خواستم بیامو تشکر کنم اما پیام می داد که قابل دسترسی نیست و حالا هم که تونستم بیام آمدم تشکر کنم و بگم و بخوام که از کمکت به من در فحقیق در باره زنانگی در شعر زن جوان امروز دریغ نکن و لطفا حتما و حتما ایمیلت رو برای من حتما یا کامنت بگذار یا میل کن بسیار ممنونم ... به امید خدا خوش باشی

رجب بذرافشان

فدروس عزیز سلام مثل اين كه باز بايست منتظر ماند تا بروز كني عليحال ايستگاه شانزدهم شعر تويل 9 پل بهشت نشوني رو ب رو دو تا ماهي هستش در نيستش (براي مطالعه) يا علي

نسیم جعفری

سلام مطالب وبتان و اشعارتان زیبا و لذت بخش اند لذت بردم خوشحال می شم به من هم سر بزنید

حمید رضا عرفانی فر

سلام . استاد ، شاعر و دوست گرامي ... با پنج حرف ميزبانتان هستم . 1. از درد بودن ها : مي گويند « تنهايي » درد بزرگي است. يأس آور است. نابود كننده است. 2. عقل و جنون : اين روزها هرچه سعي مي كنم بين عقل و جنون مرزي پيدا كنم ،نمي شود. 3. از استاد : اگر كه تدبيري باشد ، در درك منطق هنر است... در هنر مي شود نواي هستي را شنيد. معراج در اين عرصه روي مي دهد ، پروازي به « فرازستان معنا » ! استاد شجريان 4. سپيد : حالا عروسانه در آسايش ِ اينهمه مضحكم ؛ با باران ها هنگامه به پا كرده اي كه چه ؟ 5.غزل : احساس ؛ رفته رفته ، مرا استحاله كرد سر گشته ي هزار حلقه چاه و چاله كرد منتظر حضور و نظرات گرانقدرتان... اگر زنده ماندم... خدا...

زهره میرعیسی خانی

سلام خیلی خوشحال شدم که به وبلاگم سری زدید با یک داستان جدید به روزم [گل]