گوش کردی-  د - نکردی ! (8)
این چیزی نیست که با آن آمدی و به پشت در اشاره کرد  > پشت در <
مردم مردای قدیم!  تسبیح می زد ...
کار دیگه ای ندارین ؟ شعر خوندن هم شد زندگی؟
یک دسته -  سبزی -  آبی -  نونی – رولانی -  بارتی؟
- فکر کردی کی هستی ؟
به این ترتیب داد ... من، تو، او، ما، شما، ایشان یا وی (1)
حالا این سطر را داشته باشید تا بگم : (آوانگارد شدم! نه؟ ایول)
یه روز بود یه روز نبود ، (عشقش می کشه! خداست! به تو چه؟ )
زیر گنبد پای چشم یکی کبود بود (2)
مگه می شه ؟ (؟) با کمی تاخیر جواب داد
خدا یک بستنی فروش شد  شیر را امتحان کند
یال و کوپالش ریخته ، ترشه ، چکه می کنه ، هیچکدام (3)
یک هفته فکر کرد
آزمایش کرد
لیوانی ، قیفی ، چوبی ، نونی ،
باید از روی کتاب نگاه کنم! دستش را برد زیر صندلی ...
خدا سمسارها را دوست دارد
ایکاش من هم ... به جایی برنخورد – جای خالی شکر را پر کنید: .............
قسمت دوم سریال است ... پسر می خواد اینو بگیره بابا می گه اونو بگیر...
کانال را عوض کرد _این غاز به صدتا می ارزه، این جا را هم پر کنیم : ..............
رفت روی پنج
بوریم سره آغوز وچینیم ... د – بور دیگه! بور!!! بور دله!!! (4)
تمام روز زنگ می زد – چشمتان را ببندید ، سی یا چهلتا بوق، تجسم کنید گوشی را انداخت روی زمین ...  دردناک باشد
من هم پشت همین کوچه یک دکه ی روزنامه فروشی دارم – باز نکنید
و این خیابان را بروید تا پشت کوچه ی جواد اینا (5)
با جون مرغ و شیر آدمیزاد شعبده بازی کرد تا بچه گی
کنترل از دستش خارج شد (6)
این جاده ی ابریشم است با هوای وحش:
شکارچیان هیمالایا از روی قطب نمایی پرسپکتیو گرفتند
ماداگاسکار از روی نقشه حذف شد (7) 
خرگوش از تو سولاخ پرید بیرون

-----------------------------------------------------------------------------
(1) وی کپی رایت دارد
(2) آشنا زدایی به روشی آشنا
(3) کنکور سراسری ، بهمن ماه سال دویست و هفتاد سال پیش از میلاد مسیح!
(4) ترجمه: بریم خونه بهت گردو بدم ! گردوهای تپل مپل!!! لا یخوف من المخوف!
(5)الله قلی
(6) خوابش برد
(7) به زیر نقشه مراجعه شود
(8) گاو سیر باید گردد


/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید مهدی موسوی

بی تعارف بسیار لذتت بردم منتظر مقاله ادیت شده و عکست هستم کار سرشار از کشف بود... موفق و پیروز باشی...

ميثم متاجی

سلام دوست من. لذت بردم.این روزها مجال انقدر تنگ است که ماهی عید هم در تنگ اش خفه می شود. سر فرصت میام و بیشتر صحبت می کنم.

ونوس رستمی

سلام دوست خوب....از لطفتون ممنون....اما گاهی در تلخی شیرینی بیشتری هست ....اما دختر خواب می دید...............

منیژه رزاقی (قاصدک)

بايد تمام حادثه را جشن می گرفت سر تا بالای دار می ارزد به هفت غاز خورده بود دست مالی اش کم بود وگرنه از از فاصله بگيريم شايد تا خودش من بنويسد...

مهدی حسين زاده

سلام فدرس عزيز شعرت را می خوانم اگر نظری بود..حتمآ.. مو فق و پيروز باشی مهدی حسين زاده

منيژه رزاقی ( قاصدک)

اين پست اختصاص دارد به خوانش شعر "حسش نيست " ( پست قبلي وبلاگ ) كه توسط دوست عزيزم فدرس ساروي تهيه و تنظيم شده... سر بزنید و نظر بدید در مورد نظرش ... طولانی تر از سکوت

ارداويراف

به روز شد اما این بار با شعری از دکتر صادق دارابی منتظرم

رجب بذرافشان

فدرس عزیز سلام متن بسیار جالب و موفق است. ارزوی موفقیت بیش تر برای شما ...