/ 106 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ف. نامی

با سلام. وب سایت رسمی فرزاد نامی و فرهاد نامی منتظر قدم مبارکتان است. www.fnami.org در ضمن اگر مایل به تبادل لینک بودید حتما اطلاع دهید. لطفا نظرات با ارزشتان را برای سهولت در قسمت دفتر مهمان وارد کنید. با تشکر ف. نامی

مريم اختياری

سلام سلام ببين اومدم يه چيزي بگم فقط بپا پس نيوفتي ... زياد هم تعجب نكن بگم ديگه ؟ مطمئني ؟ من.... من ..... من آپ كردم ..... اينجوري نگام نكن بابا خوب چي ميشه؟ همش چها رماه بود كه آپ نكرده بودم ..... اصلا ببينم تو چرا جاي اينكه بري كامنت بزاري وايسادي منو نگاه ميكني ؟؟ آپ كردمااااااااااااااااا...كار كوچيكي نيستش ... اه ... همچين نگاه ميكني يادم ميره چي ميخواستم بگم بهت تولد وبلااااگمه خداوند مظهر عشقه دو ساله شده بدو بيا بدو تا از قافله عقب نموندي كادو هم يادت نره منتظرتما ... بعد چهار ماه اومدم نميخواي بياي ديدنم ؟ اگه نياي ناراحت ميشم منتظرتم فعلا خدافظ

ف. نامی

با سلام. وب سایت رسمی فرزاد نامی و فرهاد نامی منتظر قدم مبارکتان است. www.fnami.org در ضمن اگر مایل به تبادل لینک بودید حتما اطلاع دهید. لطفا نظرات با ارزشتان را برای سهولت در قسمت دفتر مهمان وارد کنید. با تشکر ف. نامی

ساناز

تو سکوت کن ...من فریاد خواهم کشید تا هر زمان که پنجره ی گره خورده ی این خانه ات را باز کنی

حسين ديلم کتولی

سلام ....سرنخ را در ساعت باد پیدا کن تا به روز شدنم را ببینی...ممنون

آزاده بشارتی

دوست عزیز!! ابروی اخم کرده ی وحشی یک مرد با لباس سیاهش در این جهان فلسفی ِ پوچ چیزی نبوده ، نیست گناهش! منتظرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! با احترام:آزاده بشارتی...

آزاده بشارتی

دوست عزیز!! ابروی اخم کرده ی وحشی یک مرد با لباس سیاهش در این جهان فلسفی ِ پوچ چیزی نبوده ، نیست گناهش! منتظرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! با احترام:آزاده بشارتی...

طلوع

سلام آقای ساروی عزيز شعر بسيار زيبايی بود.دوبار خوندم و واقعن لذت بردم .مخصون که جديدن نشانه های حسی خوبی در شعر هاتون می بینم و این شعر رو (البته برای من) جذاب تر می کنه.مرسی که به روز کرديد و ممنون که خبر کرديد. راستی من مطلبی در مورد ادبيات مهاجرت نوشتم که دوست داشتم نظر شما رو هم در موردش بدونم.البته فکر کنم قبلن کامنت گذاشتم شايد ثبت نشده .اگر فرصت کرديد خوشحال می شم سر بزنيد.

حمید رضا عرفانی فر

سلام: عشق جرم است و ما محکوم... تا قادر نباشیم تنها بمانیم.... (مارگریت یورسنار) با یک غزل:به رختخواب خزیدم ، خیال خواب ندارم یک سپید:یک شب که تمام سنگ ریزه ها دم کشیده بود؛ وانتظاری که دارد به پایان می رسد.......... به روزم.....................