" من آدم نیستم " (پشت یک دیوانه شهید زارع سه شنبه بیست و یکم فروردین – ساری خبرنگار گریه گری )
مگر من دیوانه ام که به تو بگویم ؟؟ یا چی الچیچی ... یا یه همچین چیزی .
به سطر بعد مراجعه شود البته آرام و بی صدا ، خب؟
از درجه ی اعتبا ر ساقط است. ( این جزء شعر نیست )
ادامه می دهیم :
دست جمعی ...
پرید رویت با چک و لگد که خواهرم را برادر نکن [ شعر تازه ای آغاز می شود ]
از اول:
خدایا من آدم نیستم
چه تشبیه قشنگی : طشبیح ، با میخ زد به دیوار که تازه باشد ... نگم بهتره ...
پرت کرد! – آجر  -  به من می گوید مادرم ! " : "
 شغل خوبی است کارگرهای افغانی به دل می خوابند برایش
 رو نکردم چه کسی اهمیت می دهد؟ - این – خودش یعنی
از اول؟
من آدم نیستم ...
تا درک -------------------------->دوره ------------------------------------>اینجاست
توی آسمان کار نکنیم ( این شعار دهم بهمن بود که یادش را به خیر کرد )
روی زمین یک عده خیار کارند ، درست مثل دستهای خیاط
که کرم از در خلقت برود به در خلق ( از تنگه ی هرمز گذشت ) ... رساله پولس باب هفتاد و هفتم سطرش یادم نیست .
:
بزرگ می شوی و رفت روی زیرزمین
 ترشی کیلویی نیست دختر ... من را در نظر بگیر _ من _  پیر شدم پیر ...
لبت خال دارد و من خالدار توام – به رسوایی زنگ زد –
این اثر منطق دارد بابا به مامان بگو ... دارد با زبان چهلوکهباهبهی حرف می زند
به خاطر تو ، فقط تو ، تو ؟ آره من! پدرت! ویجی با مادرهایت خداحافظی کرد ...
این قانون است :
دارا دارد
سارا ندارد
تو بودی فلان جات نمی سوخت؟
و رفت بالا ! پنج خط و رسید ،
متن عقیمی است
" به فرمان عیسی مسیح فقط  احسان  می کنم "  از امروز به قبل و بعد
اگه مردی از گیومه بیا بیرون! لخت شد! لنگش را گذاشت توی گود!
یا چی الچیچی ... یا یه همچین چیزی .
چسباند  - چسسسسس ، زیر چه ی چس کسره بذارید به جای ضمه! – داغ بود!
اصلا ممکن نیست [ و به همه ی سطرهای بالا اشاره کرد 8 ]
چه حالی داشت
یک لنگ را با لنگ بست به تخت
دارم ترک می کنم [ و به همه ی سطر های پایین اشاره کرد 7 ]

/ 22 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه مرادی

کدام گوشم را گوش کرم را پر کرده با گوش بی ونگوک خودم ميشنوم موفق باشی می ايی پیوندمان را مبارک کنيم راستی؟

آزاده

احسان...! ببین ریشه ام را از این خاک در آورده ام...در جستجوی خاکی پر بار...! هه! خودم را در آغوش می گیرم و سر روی شانه هایم میگذارم و میگریم...

ميثم متاجی

سلام دوست من . خوبی. با شعر هايی از خودم و دوستان بسیار گرانقدرم مهدی موسوی ( نوشهر ) - داريوش معمار و دکتر شهرام بشرا ( مدیر سایت ادبی دیگران)به روزم و منتظر حضورت.موفق باشی.

رجب بذرافشان

سلام فدروس عزيز مثل اين که ديگه آنتن من ضعيف عمل مي کنه ... اولش متوجه نشدم .. ولی کامنت ها رو خوتدم.. دمت گرم... حلا شما هر طوری که دوست داريد احسان بکنيد بکنيد ...

محمد حسينی مقدم

چرا سرودن شعر سپید پست مدرن کار مشکلی است؟ با مطلبی درباره غزل پست مدرن این ور آب اون ور آب چند شعر و یک شعر دیگر به روزم

رجب بذرافشان

فدروس عزيز سلام رنگ تازه توی گريه گری بريز.... پسر حوب! از احسان کردن هنوز عقت نگرفت!!!... خسته نباشيد...