.
دسته ی قلم که مو درآورد از "بس" شهر را از زیر بغل و از رو پشت کشید ... از " آن" تمدن های شاهنشاهی است و دور سرش را یک کودک استثنایی با مداد زرد تاج کشید و یک خورشید که زیاد ژست نگیر پشت سر هر خری هم در می آید هر روز صبح الطلوووووع عین ... گلنگودون توی دستوم مثلن فرض کن که داد زدوم که توففففف انگ کو ؟
دیپلمه ی هرزه ( یک فقره) ... ماهیانه عادت کرده ... با حقوق هر ماه هر ماه هر ماه ... من اری فقط تری ... فسق و فجور جوره اونم همه جوره ... جوره همش جوره پسر ... "سخن گهرباریست" بزن به پشت شیشه ی خونه ی خاله اینا ... بابای خاله ی دیپلمه ( همون فقره) ...هه هه بخندیم ... هه هه نخندیم که ... خرما پخش کنند عاشقان سعدی به دل اهالی ساری ... شیر از شیری مستعفی است فعلن ...
شهد الله با شهد این گل قاطی شده و گل ... گل از هفت دلت آزاده بوی تو را ول در بسته های صد گرمی می دهد دستت ... به خودم می گیرم و زیر همان مجسمه ی آقای تورک تو را جوری بغل می کنم که مثل موم می چلانمت از عسل ... از ازل ... کم می آورم و کمی اش را می گذارم برای روزهای پیری ات .... روی بیلبرد اول/اول اتوبان همت ... این همان دختری است که من را از پا با سر درست دست انداخت توی گودی چشم هایم و آن را از این ور پلک تا آن ور آن گوشه ی چشم گوش تا گوش بر ... ید ... م ... چی/دم ...از ساقه چیدم و هاچین و واچین به استثنای طعم لب هایت که هنوز هم استثنایی است دختر .... جفت .... پا ... تو ... ب ... چی/ن دختر ....
کشیدمش و اولی نشست پشت خان پشت بابا ... چند دور باید بچرخم جناب خان به خان تا بعدش برسم به جیب باز سینه ی پیراهنت که مگس از سگ مگر از نشان رفت ... خشتاب بعدی پر از گلوله های گلی پرتاب شده از منجنیق دشمن است و لوتی ... لوتی دارد از کنار گذر منسوب بع کف بازارچه آب می ریزد توی یک قالپاق دمر پوسیده به هوای گربه ی پیر محل ...
_ تخسی تو ... تخسی پسر ... همه ی جوجه هام را خوردی ... خوردی توی اون سال ... سال های جوانی ات ... بدجور تخسی ... خوردی همشو...
خوردم به یک عابر که پیاده از سر قارن پیچید توی فرهنگ ... دیدم آشناست بهش گفتم هیس س س س هیچی نگو ... فقط تظاهر کن من را دیده ای ... آروم رد شو و اصلن به توی چشمهایت پشت توی لنز دوربین های سر راه نگاه نکن ... رد شد ... خندید ... رفوزه شد بود فکر کنم دو سال بعد ...
- بعد از چند سال دیپلم گرفته ی؟
همین الان ... شنیدم دلیران تنگستان ... توی اون سال ها حتی دسته ی دوچرخه شون را باز کردند جاش دسته ی تفنگ بستند ... راست است ؟ که هجده تیر از دو شلیک از چند دستگاه تفنگ ماشینی شلیک شد و سرو چمان اینگلیس ها رو میل چمن زن و یونجه برداشت ؟
جوجو ها توی صف اند که یک جقله بچه ی سیم سیاهه ی افغان رنگشان کند که اوف! کیف کنین ... جوجوها راست هستن که توی جیب زیر بالشون وینچستر سمبه می زنند توی دولول هایش را که اوف!!!؟؟؟
_ الو الو ... من جوجوام ...
گوشی خشک شد توی دست های نخست وزیر ...
به یک دیپلمه ی هرزه بدجور احتیاج دارا دارد ... به یک دیپلمه که از بس که لاشی بازی درآورده است حالش از خودش هم به هم می خورد و دارد روی جنازه ی آخرین کسی که ریده به سرتا پای زندگی اشک و خاکستر سیگار می ریزد و تن نیمه عریانش را توی یک ملحفه هی پیچا پیچ می کند ...
امشب فقط به یک دیپلمه ی هرزه نیاز است که باهاش توی کف شهر شعر تموم کنن ... باهاش پیرزن خفه کنن ... باهاش آب حوض هورت بکشن ... گلوله توی سر کلم قمری خالی بندی می کنن اینها ... به یک لیسه گاماسکه ی شهد و نکتار و عصاره ی چلونده ی چکیده ی یک دیپلمه ی ول و هرزه که باهاش مفهوم مبتذل پشت همه ی شعرهای اخته ی دهه ی هشتاد را گریس گرفت و ... اف به چارشاخ گاردن ادبیات تزیینی مان ... اف به که ای که امشب فقط یک دیپلمه ی هرزه نیاز دارد که هیچ وقت از مدرسه در نرفته جناب الا اینکه که لیسانس ادبیاتت را در جا ... باشد ...
این "همه" گفت برای خوشگلی بازارچه ی کتاب ... این همه که "هی" گفتیم از ... (ده ثانیه مکث ) ... آخ آخه بچه ها ما آخه چقدر بدبخت/یم آخه ؟ لوتی کف بازارچه که از شعر فقط یک دریای غمش اونم فقط پشت وانتش ساحل نداشت که یک مشت آب ریخت توی قالپاق پوسیده و دمر یک مشتش را گرفت از کمر به طناب دار و صدبار بلبلی سوت زد باب دلت چمان زیر دیوار گلستانت رو که همیشه میگیش عشقه...
رو به دیوار ایستادم ... رو به خشت ها ... دوپایش باز از هم و ... فیشششش ...
از اون طرف :دختر هرزه جوجه ها را جمع کرد و برد پشت دیوار چاپارخونه دمر و ... گربه ... گربه ی پیر ...
ارکسته سمپونیک : ای ایران ای مرز پر گهر ... ای خاکت سر چشمه ی هنر ... دور از تو اندیشه ی بدان ... پاینده مانی تو جاودان ... ( نه با اون موسیقی همیشگی با یک مدل ابتکاری )
جوجه ها را به آشیانه برگردانید بسه لودگی دیگه بسه واقعن/ یک فروند اف-هجده دویست و سی و چهارآماده ی پرواز اضطراری است ... خفه شین دیگه ... خفه ...